وبلاگي براي همه --- بابلسر _بهنمیر
جنگ نرم و لزوم
مقابله دانشگاهیان یکی از محورهای
اساسی بیانات رهبر معظم انقلاب که در هر دو دیدار اخیر ایشان بر آن تاکید شد موضوع
مواجه ایران با جنگ عظیمی به نام جنگ نرم است. معظم له در دیدار با دانشجویان
(4/6/88) واساتید دانشگاهها(8/6/88) به این مهم اشاره فرمودند ودانشجویان را
افسران جوان جبهه مقابله با این جنگ واساتید دانشگاه را فرماندهان این جبهه معرفی
کردند. تاکید معظم له بر خطر جنگ نرم در بیانات گذشته ایشان نیز به گونه های مختلف
بیان شده است. تاملی در باب این تاکیدات نشان دهنده اعلان خطر رهبری از جدی شدن
اقدامات دشمن در جنگ نرم علیه نظام اسلامی است. این مساله در قالب یک فرآیند مراحل ذیل را در بر
می گیرد: 1- معظم له از سالها قبل، خطر تهاجم فرهنگی،
شبیخون فرهنگی و ناتوی فرهنگی دشمن علیه کشور را متذکر شده اند وبه مناسبت های
مختلف ماهیت این خطر را بیان کرده اند. ایشان در سفر به استان سمنان در تحلیلی
جامع، شاخصه های ناتوی فرهنگی را به صورت ذیل بیان فرمودند: - ایجاد اختلاف
وتفرقه در میان ملت ایران وجهان اسلام؛ - جلوگیری از
الگو شدن ایران در جهان اسلام ومنطقه؛ - مرعوب ومنکوب
کردن مسئولین ومقامات تصمیم گیرنده؛ -دامن زدن به
مسائل وحساسیت های قومی ومذهبی؛ - القاء
ناکارآمدی نظام. از آنجا که
ماهیت جنگ نرم یک اقدام فرهنگی بوده که طی آن مفروضات ذهنی ومبانی فکری افراد
تخریب می شود؛ بنابراین باید گفت که شاخصه های ناتوی فرهنگی در واقع همان محتوای
جنگ نرم است که دشمن جهت عملیاتی کردن آنها از طریق جنگ نرم عمل می کند. به عبارت
دیگر گام عملیاتی دشمن در ناتوی فرهنگی، جنگ نرم است. 2- - نگاهی به بیانات معظم له در ماههای اخیر
گویای این تحلیل است که ناتوی فرهنگی از حدود یکی دو سال پیش وارد مرحله عملیاتی
خود یعنی جنگ نرم شده و از حوزه فکری و فرهنگی به حوزه سیاسی و امنیتی وارد شده
است. آنچه معظم له در دانشگاه علم وصنعت پیرامون نفی و اثبات های نظام اسلامی و
ایستادگی بر سر آنها، ساخت ظاهری و باطنی نظام اسلامی و اولویت ساخت باطن بر ظاهر،
لزوم تعیین شاخصه های هویت اسلامی نظام و مراقبت از این شاخصه ها بیان فرمودند،
نوعی هشدار در مورد حساس بودن این مقولات و احتمال توطئه دشمن در این زمینه را
متبادر به ذهن می کند. معظم له در
ادامه می فرمایند: «همه بدانند که امروز دشمنان نظام جمهوری اسلامی از برکندن این
بنیان مستحکم، احساس عجز می کنند؛ سعی شان این است که به وسائل گوناگون، به دست
خود کسانی که تو این انقلاب بودند و هستند، از این محتوا ذره ذره بکنند. جمهوری
اسلامی، اسمش جمهوری اسلامی باشد، اسمش نظام انقلابی باشد، اما از محتوای اسلام،
از محتوای انقلاب در آن خبری نباشد.» معظم له در سفر
به استان کردستان عملیاتی شدن طرح های دشمن جهت راه اندازی جنگ نرم علیه کشور را
هشدار دادند و فرمودند: « این را سر بسته ومجمل بدانید و توجه داشته باشید دشمن
مشغول تلاش است. الان در همین پشت مرزهای ما دستگاههای جاسوسی استکبار، علنا مشغول
فعالیتند. یعنی ساختمان سی آی ای به طور رسمی وعلنی در منطقه ی کردستان عراق مشغول
کار وتلاش وفعالیتند وتلاش آنها علیه جمهوری اسلامی و بر روی هدایت هر جریانی که
از او بتوانند ضد نظام جمهوری اسلامی استفاده کنند، متمرکز است. اینها تحلیل نیست،
اینها اطلاع است؛ اینها آگاهی هائی است که ما داریم.» بر این اساس
ایشان در همین دیدار لزوم حفظ مرزهای فکری و روحی نظام را مطرح کردند و فرمودند:«
نگذارید دشمن مثل موریانه به جان پایه های فکری واعتقادی وایمانی مردم بیفتد وآنها
را دچار رخنه کند» 3- روندی را که مقام معظم رهبری به آن اشاره می
کنند در جریان انتخابات نهم ریاست جمهوری نشانه های بارزی از آن روشن شد و به گفته
معظم له نخبگان را در معرض امتحان قرار داد. طی این تحولات به روشنی دستگاههای
رسانه ای استکبار(بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، رادیو فردا و...) از اهداف وخواسته
های گروههای اصلاح طلب و طرح شایعه تقلب از سوی آنها حمایت کرده و مردم را به
تجمعات خیابانی و اقدامات غیر قانونی دعوت می کردند. به اعتراف برخی از عوامل فکری
آشوب های اخیر(کیان تاج بخش) «اغتشاشات اخير يك اتفاق نبود بلكه يك برنامه درازمدت
پس از پايان جنگ تحميلي با هدف خدشه دار ساختن نظام ولايت فقيه و مردم سالاري ديني
بوده است.» تاج بخش این برنامه دراز مدت را دارای سه مرحله ی استحاله فرهنگی،
استحاله سياسي و نافرماني مدني يا انقلاب مخملي و رنگي ذکر کرد که به روشنی فرایند
اعلام خطر رهبری در مورد خطر ناتوی فرهنگی تا رسیدن به جنگ نرم را مستند می کند. در شرایطی که
دشمن با یک برنامه ریزی دراز مدت قصد داشت از بزنگاه انتخابات جهت ضربه زدن کاری
علیه نظام استفاده کند برخی از نخبگان که می بایست در این مواقع با استفاده از
ظرفیت خود نهایت خدمت به نظام را انجام دهند مهر سکوت بر لب زده و برخی در جبهه
موافق با دشمن قرار گرفتند و مردود شدند. این در حالی بود که مقام معظم رهبری با
تبیین روشن ودقیق اوضاع حجت را بر همگان تمام کردند. معظم له در بیاناتی به صراحت
فرمودند: « نخبگان سر جلسه ی امتحانند؛ امتحان عظیمی است. دراین امتحان، مردود
شدن، رفوزه شدن، فقط این نیست که ما یک سال عقب بیفتیم؛ سقوط است. اگر بخواهیم به
این معنا دچار نشویم، راهش این است که خرد را، که انسان را به عبودیت دعوت می کند،
معیار وملاک قرار بدهیم؛ شاخص قرار بدهیم.»(29/4/88) بنابراین این
جنگ نرم که حتی طی آن برخی از نخبگان به جبهه خودی شلیک کردند فرایند و برنامه
ریزی طولانی مدتی را به همراه دارد. ازاین رو اگر در سالهای قبل به جهت حاکمیت
تفکر اولویت توسعه اقتصادی وسیاسی بر دیگر مسائل، به بیانات روشن مقام معظم رهبری
که خطر رشد تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی را گوشزد می کرد توجه شایسته ای نشد، دولت
دهم که با پرچم احیای ارزش های انقلابی کار خود را آغاز کرده است باید نسبت به این
تهاجم فرهنگی که امروزه در قالب جنگ نرم وارد مرحله جدی تر خود شده است به مقابله
هوشیارانه بپردازد. باید توجه داشت که ورود ناتوی فرهنگی به فاز جنگ نرم به معنای
عبوراز ناتوی فرهنگی نیست بلکه در جنگ نرم اهداف ناتوی فرهنگی با جدیت بیشتر و با
ابزار و وسائل گوناگون دنبال شده و از این جهت خطر بیشتری متوجه نظام است.
بنابراین باید هشدارهای معظم له را در مورد ناتوی فرهنگی با نظر به جنگ نرم مورد
توجه داشت. در این مقابله به نظر می رسد روش های پیشنهادی ذیل بخشی از کار باشد: - دستگاه
اطلاعاتی کشور نسبت به تمامی سطوح جامعه اعم از سیاست، اقتصاد وفرهنگ باید هوشیاری
جدی داشته باشد؛ چرا که هرچند جنگ نرم اقدامی فرهنگی است اما در راه رسیدن به
اهداف خود از هر وسیله ای استفاده می کند. - توجه زیاد
دولت نهم به سفر های استانی و حل مشکلات رفاهی مردم نباید دولت را از مسائل کلان و
اساسی نظیر حفاظت از مرزهای جغرافیایی دور کند. در این میان موضوع قاچاق اسلحه به
داخل کشور با حساسیت زیادی باید پیگیری و با شدت برخورد شود. - وزارت فرهنگ
وارشاد اسلامی تنها نقش تدافعی در مقابله با پدیده های ضد فرهنگ اسلامی نداشته
باشد بلکه با بهره گیری از تاریخ غنی هنر وادبیات کشور که گره خورده با آئین اسلام
است به تولید محصولات فرهنگی فاخر بپردازد. - یکی از مهم
ترین اقدامات نقش تبلیغات دینی است؛ چرا که از ابزارهای اساسی و دائمی جنگ نرم،
تبلیغات می باشد و این ابزار کار ساز را تنها از طریق ارشاد و تبلیغ دینی از طریق
رسانه، محافل مذهبی و... می توان به کار گرفت.
- با توجه به
آنچه مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاهها فرمودند، وزارت علوم باید در
راستای اصلاح مبانی علوم انسانی و بومی سازی آن مبتنی بر اندیشه های اصیل اسلامی
وایرانی گام بردارد؛ چرا که تفاوت آشکار این مبانی با اصول اسلامی سبب جدایی قشر
فرهنگی وروشنفکر جامعه از نیازههای فرهنگی یک جامعه اسلامی شده و برنامه ها
وتصمیمات از سوی آنها برای جامعه تجویز می شود که نه تنها مشکلات را حل نمی کند
بلکه چه بسا همسو با برنامه های دشمن قرار گرفته وجامعه را به سوی سکولاریسم ودیگر
اندیشه های ضد اسلامی پیش ببرد. دلم را با یادت خدایی کردم نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در دوازدهم فروردین ماه سال 1370، با تأیید مقام معظم
رهبری تشکیل شد. نیروی مزبور یکی از مهم ترین سازمان ها در جامعه ایران است؛ سازمانی که
بار سنگین برقراری نظم و امنیت و تأمین آسایش عمومی و فردی را بر دوش دارد؛ زیرا در
صورت برقراری نظم و امنیت در جامعه است که می توان به رشد و تعالی در تمامی ابعاد سیاسی،
اجتماعی، اقتصادی، دینی و علمی رسید. *به ادامه مطلب مراجعه کنید* خبرگزاری
قدس (قدسنا) گزیده هایی از بیانات و فرمایشات حضرت آیت الله خامنه ای مقام
معظم رهبری در مورد اهمیت روز جهانی قدس را منتشر کرد. اعمال شب های قدر
شب نوزدهم :
اول شبهای قدر است وشب قدر
همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی وفضیلت آن نمی رسد وعمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه ودر آن شب
تقدیر امور سال می شود
وملائکه وروح که اعظم ملائکه است درآن شب باذن پروردگار بزمین نازل می شوند وبخدمت امام زمان
علیه الستلام مشرف می شوند وآنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می کنند واعماال شب قدر
بر دو نوع است ، یکی
آنکه در هر سه شب باید کرد ودیگر آنکه مخصوص است بهر شبی.
مقام معظم رهبری از همان سال های پس از جنگ هشدار های متعددی
در مورد تجهیز جبهه دشمن برای ضربه زدن در عرصه فرهنگی داشتند که معمولا
با سردی و بی محلی برخی نخبگان و فعالان عرصه فرهنگی مواجه می شد. اما طی
چند سال اخیر تیرهای این جنگ بر همگان نمایان تر شده و طرح هایی همچون
مهندسی فرهنگی برای ساخت جبهه فرهنگی مطرح شده است. در ادامه به صحبت هایی
از ایشان در مورد جنگ نرم در ماه های اخیر می پردازیم. ::: نور چشمان ::: رهبر من نور چشمان من است عشق او آیین و ایمان
من است ذوالفقار حیدری در دست او طاعتش میثاق و
پیمان من است سیدی از نسل پاک فاطمه(س) هم ز نسل شیر یزدان من است در ولایت وارث آل نبی (ص) جانشینی از امامان من است همچو مه تابد به قلب شیعیان نائب خورشید پنهان من است در هدایت سوی حق آرد
مرا
این هدایت سمت قرآن من است دوستانش دوست می دارم همی دشمن او دشمن جان من است آنکه مهر او
ندارد در وجود بی گمان همکیش نادان من است در سخن چون ابر می بارد به دل در
کویر خشک باران من است در حضورش موج دریا دیده ام در کلامش راحت جان من است در نگاهش غرق دریا می شوم واژه هایش در و مرجان من است قلب تارم را صفایی
می دهد جامع فکر پریشان من است من مرید آن دل
وارسته ام او مراد و
پیر عرفان من است بوی یوسف می دهد پیراهنش گرچه خود یعقوب کنعان من است من چو سنگم او چو کوه بیستون من
چو مورم او سلیمان من است من چو بلبل او چو باغ پر
زگل من چوبرگ او سرو بستان من است نام او ورد زبانم
روز و شب عشق
او درد است ودرمان من است آرزوی دیدنش دارم
به دل در
فراقش شهر زندان من است ای خوش آن روزی که بینم رهبرم ساعتی
در خانه مهمان من است هرگز ای یاران دعایش می کنید شب
نمازش ذکر یاران من است روی خوبش با دو چشمت دیده ای چهره
اش چون ماه تابان من است غرق دریای تهاجم را
چه غم ناجی کشتی ز طوفان من است گر چه دشمن نقشه ها دارد بسی حامی
او حی سبحان من است در امانت او ‹‹ امین
›› انقلا ب
در شجاعت شیر میدان من است راه او باشد
ره پیر خمین (ره) رهرو
راه شهیدان من است افتخار ما بود
‹‹ سید علی ›› سرور
من جان جانان من است چون فقیه وعالم است ودین شناس مرجع
تقلید دوران من است روز ششم ماه تیر از سال شصت رهبرم
جانباز ایران من است ای خداوندا نگهدارش
تو باش
چون
دعای او نگهبان من است شعر امروزم که وصف رهبر است بهترین
اشعار دیوان من است پیروانش نی به پاکستان و هند درفلسطین
است و لبنان من است گوئیا مهدی(عج) چنین گوید که او بهترین
اصحاب و یاران من است - تقوا یعنی چه؟ یعنی خود نگهداری.
خودنگهداری یعنی چه ؟ یعنی تسلط بر نفس. ان تقوی الله حمت اولیاء الله
محارمه و الزمت قلوبهم مخافته.علی (ع) می فرماید تقوای الهی یک خاصیتش این
است که انسان را از محرمات الهی نگهداری می کند. خاصیت دیگرش این است که
خوف خدا را در دل انسان جایگزین می سازد. قرآن در باب روزه می فرماید : یا
ایها الذین امنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم
تتقون ای مردم با ایمان برای شما روزه فرض شده است همچنان که برای
پیشینیان شما فرض شده بود. چرا؟ قرآن فلسفه را هم ذکر می کند ؛ لعلکم
تتقون برای اینکه در شما روح تقوا و ملکه تقوا پیدا بشود . ملکه تقوا یعنی
چه ؟ یعنی تسلط بر نفس. پس اگر ما ماه رمضانی را گذراندیم ، شبهای
احیایی را گذراندیم، روزه های متوالی را گذراندیم و بعد از ماه رمضان در
دل خودمان احساس کردیم که بر شهوات خودمان بیش از پیش از ماه رمضان مسلط
هستیم ، بر عصبانیت خودمان از سابق بیشتر مسلط هستیم ، بر چشم خودمان
بیشتر مسلط هستیم، بر زبان خودمان بیشتر مسلط هستیم ، بر اعضا و جوارح
خودمان بیشتر مسلط هستیم و بالاخره بر نفس خودمان بیشتر مسلط هستیم و می
توانیم جلو نفس اماره را بگیریم ، این علامت قبولی روزه ی ماست. اما اگر
ماه رمضانی گذشت و تمام شد و حظ ما از ماه رمضان آن طور که پیغمبر اکرم
فرمود که بعضی از مردم حظشان از روزه فقط گرسنگی و تشنگی است- فقط این
بوده که یک ماه یک گرسنگیهایی و یک تشنگیهایی کشیدیم (اغلب هم از بس که
سحر و افطار می خوریم تشنه و گرسنه هم نمی شویم ولی لاقل بدحال می شویم)،
یک بدحالی پیدا کردیم و در نتیجه این بدحالی قدرت ما بر کارکردن کمتر شد و
بعد آمدیم روزه را متهم کردیم که روزه هم شد کار در دنیا؟!( آن که محصل و
دانشجوست گفت من در تمام این ماه رمضان قدرت درس خواندنم کم شد و آن که
اهل کار دیگری است گفت قدرت فلان کار من کم شد ، پس روزه بد چیزی است)،
این علامت قبول نشدن روزه ی ماست؛ در صورتی که اگر انسان در ماه رمضان
روزه گیر واقعی باشد، اگر واقعا" به خودش گرسنگی بدهد و همین طور که گفته
شده است سه وعده غذا را تبدیل به دو وعده کند؛ یعنی قبلا" یک صبحانه و یک
ناهار و یک شام می خورد، حالا دیگر ناهار نداشته باشد، افطارش فقط به
اندازه یک صبحانه مختصر باشد ، بعد هم سحر نه خیلی زیاد بر معده تحمیل کند
بلکه یک غذای متعارف بخورد، بعد احساس می کند که هم نیروی بدنی اش بر کار
افزایش پیدا کرده است و هم نیروی روحی اش بر کار خیر و برای تسلط بر نفس.
این حداقل عبادت است. ... ما در دو آیه از آیات قرآن اینچنین می
خوانیم ، یعنی در دو جا این آیه تکرار شده است : یا ایها الذین امنوا
استعینوا باصبر و الصلوة ؛ای اهل ایمان! از نماز و از صبر – که به روزه
تفسیر شده است – کمک بگیرید. این تعبیر خیلی عجیب است ! به ما می گویند از
نماز استمداد کن ، از روزه استمداد کن ، یعنی تو نمی دانی که این نماز چه
منبع نیرویی است! این روزه چه منبع نیرویی است! اگر به شما گفتند نماز
بخوانید شما را به یک منبع نیرو هدایت کرده اند و اگر گفته اند روزه
بگیرید شما را به یک منبع نیرو هدایت کرده اند. برای اینکه بر نفس و روح
خودتان مسلط بشوید نماز بخوانید، روزه بگیرید. - روزه را هم نباید استخفاف کرد و سبک شمرد.
بعضی روزه را به شکلی میگیرند که – العیاذ بالله- اگر من جای خدا بودم
اصلا" روزه اینها را قبول نمی کردم. من افرادی را سراغ دارم که اینها در
ماه رمضان شب تا صبح را نمی خوابند اما نه برای اینکه عبادت کنند ، بلکه
برای اینکه مدت خوابشان پر نشود؛ تا صبح هی چای می خورند و سیگار می کشند،
اول طلوع صبح که شد نمازشان را می خوانند و می خوابند، چنان بیدار می شوند
که نماز ظهر و عصر را با عجله بخوانند و بعد بنشینند سر سفره افطار.آخر
این چه روزه ای شد؟!آدم شب تا صبح را نخوابد برای اینکه در حال روزه حتما"
خواب باشد و رنج روزه را احساس نکند. آیا این استخفاف به روزه نیست؟ به
عقیده من مثل فحش دادن به روزه است، یعنی ای روزه ! من اینقدر از تو تنفر
دارم که می خواهم رویت را نبینم!
پی نوشت 1: برگرفته از کتاب" آزادی معنوی " متفکر شهید استاد مطهری پی نوشت 2: امام خمینی (ره)
:آثار قلم و زبان او(شهید مطهری) بی استثناء آموزنده و روانبخش است و
مواعظ و نصایح او که از قلبی سرشار از ایمان و عقیدت نشأت می گرفت برای
عارف و عامی سودمند است. پی نوشت 3: امام خامنه ای (دامت برکانه)
: جامعه ما و و نسل جوان ما و جامعه فرهنگی و علمی ما به دانستن همان همان
مطالبی که آن بزرگوار (شهید مطهری) از جریان قلمش فیضان کرد و در اختیار
امت اسلام گذاشت محتاجند. لزوم پایبندی عملی به حفظ وحدت رهبر
معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
و مسئولین حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه، پاسداری حقیقی از انقلاب
اسلامی را حفظ حرکت پیش رونده، پرشتاب، پرنشاط و انقلابی نظام اسلامی به
سمت اهداف والای ترسیم شده دانستند و تأکید کردند: یکی از موارد بسیار مهم
و ضروری برای ادامه حرکت تکاملی و رو به جلوی انقلاب اسلامی، پرهیز از
دمیدن و مشتعل کردن فضای اختلاف، هیاهو و جنجال در جامعه است و همه
دستگاهها و جریانهای سیاسی و فکری باید به حفظ وحدت، پایبندی عملی داشته
باشند. در
اين ديدار كه در آستانه سوم شعبان سالروز ميلاد بزرگ پاسدار اسلام حضرت
سيدالشهدا عليه السلام و روز پاسدار برگزار شد، امام خامنه اي با تبريك
اعياد شعبانيه بويژه سوم شعبان، نامگذاري سالروز ميلاد حضرت امام حسين
عليه السلام به عنوان روز پاسدار را ابتكاري پرمغز و جهت ده خواندند و
افزودند: معناي واقعي پاسداري از اسلام با همه ابعاد آن، در دوران ده ساله
امامت حضرت اباعبدالله عليه السلام تحقق پيدا كرد، بنابراين بازخواني
رفتار و حركات آن حضرت در دوران امامت، ترسيم كننده مباني و شاخص هاي
واقعي پاسداري است. به نظر من ، ادامه مطلب را از دست ندید . یک تهاجم عظیم و پیچیده در عرصه فرهنگ در جریان است رهبر
معظم انقلاب اسلامي عصر امروز در ديدار رئيس و اعضاي شورايعالي انقلاب فرهنگي با اشاره به اهميت بسيار بالاي مقوله فرهنگ به عنوان هويت و شاكله
معنوي يك ملت و گستره وسيع و تأثير عميق آن در ابعاد مختلف زندگي فردي و
اجتماعي، مسئوليت شورايعالي انقلاب فرهنگي را مهم و عظيم خواندند و تأكيد
كردند: در عرصه تهاجم پيچيده و فراگير فرهنگِ جبهه استكبار برضد نظام
اسلامي، شورايعالي انقلاب فرهنگي همچون يك قرارگاه اصلي، وظيفه سياستگذاري
راهبردي و هدايت دستگاهها و مراكز تأثيرگذار فرهنگي و بخشهاي اجرايي را
برعهده دارد. حضرت
آيتالله خامنهاي خاطرنشان كردند: اگر ملتي، از نظر شاكله ظاهري، مقبول و
پيشرفته جلوه كند و از نظر فرهنگي و باطني دچار نابساماني باشد، ملت
ورشكسته اي خواهد بود اما ملتي كه از نظر فرهنگي غني باشد، حتي اگر برخي
مشكلات سياسي و اقتصادي نيز داشته باشد، بالقوه، ملت مقتدري است. ايشان
حفظ هويت و شاكله باطني يك ملت را منوط به برطرف كردن نقايص و اصلاح رخنه
هاي احتمالي در فرهنگ دانستند و تأكيد كردند: روشنفكران، نخبگان، علماي
ديني، فعالان سياسي و در رأس همه، حكومت و حاكمان، قطب هاي تأثيرگذار در
فرهنگ ملتها هستند كه هم توانايي تقويت فرهنگ و هم زمينه تضعيف و يا
انحطاط آن را دارند. حضرت
آيت الله خامنه اي خاطرنشان كردند: با تحولات عظيم ارتباطاتي كه امروز در
دنيا بوجود آمده، جنگ فرهنگي به عرصه اي با ابعاد مختلف و فراگير و پيچيده
تبديل شده است. ايشان جبهه استكبار را سردمدار اصلي اين جنگ فرهنگي
خواندند و افزودند: گستره تهاجم فرهنگي جبهه استكبار، همه كشورهاي دنيا
است اما در اين تهاجم مهمترين هدف، نظام جمهوري اسلامي است زيرا نظام
اسلامي در مقابل نظام سلطه ايستاده و اثبات كرده كه در اين ايستادگي خود
صادق است و توانايي مقابله و پيشرفت را نيز دارد. رهبر انقلاب اسلامي با
اشاره به رسالتهاي فرهنگي انقلاب اسلامي، تأكيد كردند: راه مقابله با
تهاجم فرهنگي جبهه استكبار، گسترش و تعميق رسالتهاي فرهنگي انقلاب اسلامي
در عرصه هاي اخلاقي، رفتارهاي فردي و اجتماعي، عقايد و باورهاي ديني و
مسائل سياسي است. ایالات
متحده آمریکا، نیروی انتظامی و فرمانده آن اسماعیل احمدیمقدم، سپاه
پاسداران و سازمان بسیج را به دلیل آنچه «سرکوب» مردم نامید، روز پنجشنبه
تحریم کرد. توقیف میشود و شهروندان و سازمانهای
آمریکایی نیز از داد و ستد با آنها منع میشوند!! این
چندمین بار است که مقامات آمریکائی برای بازی با افکار عمومی جهان این
سیرک را راه می اندازند، حال بایستی به آن جاهلانی که در سایت های ضد
انقلاب خصوصا رادیو فردا این مطالب را با آب و تاب منتشر می کنند گفت:
تلاشتان برای خنداندن مردم ایران قابل تقدیر است! آخه فلانی ها کدوم
پاسدار توی آمریکا سرمایه داره یا کدوم بسیجی؟! لعنت به روح شریفتون اگه
یک مورد پیدا کردید خواهشا توی کل عالم اینترنت، شبکه های مختلف، روزنامه
ها و ... منتشر کنید.
نیمه خرداد، همچنین، یادآور آغاز قیام ملتی مومن و انقلابی است كه با لبیك
گفتن به رهبری فرزانه و صدیق از سلاله پاك پیامبر (ص)، «بیداری اسلامی» را
نوید دادند و الگوی ایستادگی در برابر رژیم های طاغوتی وابسته به اجانب را
برای ملتهای مستضعف جهان، ترسیم كردند. اكنون، در حالی كه هنوز نیم قرن
از آغاز نهضت عاشورایی حضرت امام خمینی (ره) و قیام 15 خرداد سال 1342
نگذشته است، جوشش خونهای پاكی كه ملت ایران فدای اعتلای اسلام كرد، نتیجه
داده و بیداری همه ملتهای منطقه را موجب شده است.
آقاي خامنهاي آشنا به مباني فقهي و چون خورشيد روشني ميدهند
خبرگزاري فارس: حضرت امام خميني مي فرمودند: (در بين) رئيسجمهورها و سلاطين و امثال اينها، (نمىتوانيد) يك نفر را مثل آقاى خامنهاى پيدا بكنيد...(او) يك نعمتى (است كه) خدا به ما داده (است).
به گزارش خبرگزاري فارس، به مناسبت سالگرد انتخاب حضرت آيتالله العظمى خامنهاى به رهبرى نظام جمهورى اسلامى ايران توسط مجلس خبرگان، برخي جملات و تعابير بنيانگذار انقلاب اسلامي نسبت به ايشان تقديم مخاطبين عزيز ميشود.
حضرت امام خمينى(ره):
آقاى خامنهاى، نعمتى است كه خدا به ما داده و در بين متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، چون خورشيد، روشنى مىدهند
آواى دعوت او در جهان طنينانداز است
من آقاى خامنهاى را بزرگ كردم.(1) (او كسى است) كه آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنينانداز است؛(2) متعهد و مبارز در خط مستقيم اسلام و عالم به دين سياست.(3)
چون خورشيد روشنى مىدهند
اينجانب كه از سالهاى قبل از انقلاب با (ايشان) ارتباط نزديك داشتهام و همان ارتباط بحمدالله تعالى تاكنون باقى است، (ايشان) را يكى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مىدانم و شما را چون برادرى كه آشنا به مسائل فقهى و متعهد به آن هستيد و از مبانى فقهى مربوط به ولايت مطلقه فقيه جدا جانبدارى مىكنيد، مىدانم و در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، از جمله افراد نادرى (هستند) كه چون خورشيد روشنى (مىدهند).(4)
نعمتى است كه خدا به ما داده است
شما اگر گمان بكنيد كه در تمام دنيا، (در بين) رئيسجمهورها و سلاطين و امثال اينها، (مىتوانيد) يك نفر را مثل آقاى خامنهاى پيدا بكنيد كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بناى قلبىاش بر اين باشد كه به اين ملت خدمت كند، پيدا نمىكنيد. من ايشان را سالهاى طولانى مىشناسم و در آن زمانى كه اول نهضت بود، ايشان وارد بود و به اطراف براى رساندن پيامها تشريف مىبردند و بعد از اين هم كه اين انقلاب به اوج خودش رسيد، ايشان همه جا حاضر واقعه بود تا آخر و حالا هم هست. (او) يك نعمتى (است كه) خدا به ما داده (است).(5)
در پناه خود حفظ فرمايد
ما در پيشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقيةالله ارواحنا فداه افتخار مىكنيم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه كه شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مىبرند. من به شما خامنهاى عزيز تبريك مىگويم كه در جبهههاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به اين ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم(6) (و) ان شاء الله تعالى خداوند، امثال جناب عالى را كه جز خدمت به اسلام نظرى نداريد، در پناه خود حفظ فرمايد.(7) 1- صحيفه نور، ج 15، ص 139 2- صحيفه نور، ج 15، ص 41 3- صحيفه نور، ج 15، ص 179 4- صحيفه نور، ج 15، ص 173 5- صحيفه نور، ج 17، ص 170 6- صحيفه نور، ج 15، ص 41 7- صحيفه نور، ج 20، ص 171 همانطور كه در گذشته گفتیم : عشق ، عمیق و متمركز كننده نیروها و کلام بزرگان درباره مقام معلم معلم در کلام امام خمینی (ره): نقش معلم در جامعه، نقش انبیاست؛ انبیا هم معلم بشر هستند. تمام ملت باید معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم باید باشند و تمام
افرادش متعلم. معلم در سخنان مقام معظم رهبری: دست توانای معلم است که چشم انداز آینده ما را ترسیم می کند. اگر می بینید که امیرمؤمنان، مولای متقیان علی (ع) می فرماید: «من علمنی حرفاً
فقد صیرنی عبداً؛ هرکس چیزی به من بیاموزد، مرا غلام خویش کرده است.» این بیان
برای ما درس است تا معلمان، قدر خود را بدانند و تشخیص دهند که چقدر، وجود آنها در
سرنوشت یک ملت مؤثر است. معلم در کلام استاد مطهری: معلم باید نیروی فکری متعلم را پرورش دهد و او را به سوی استقلال رهنمون شود.
باید قوه ابتکار او را زنده کند؛ یعنی در واقع، کار معلم آتش گیره دادن است. فرق
است میان تنوری که شما بخواهید آتش از بیرون بیاورید و در آن بریزید تا آن را داغ
کنید و تنوری که در آن هیزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گیره از خارج می آورید و
آن قدر زیر این چوب ها و هیزم ها قرار می دهید که اینها کم کم مشتعل شود. حضرت علی (ع) در مورد بصیرت میفرماید:
«مَنْ اِعْتَبَرَ اَبْصَرَ»؛ کسی که از حوادث تاریخی عبرت بگیرد و آموزش
ببیند، دارای بصیرت میشود و کسی که بینش خود را به کار بیندازد، حتماً
مسائل را میفهمد و دریافت بهتری خواهد داشت. حضرت در نهج البلاغه
میفرمایند:فَمَنْ تَبْصَرَ فِی الفِتنَهِ تَبَیّنَتْ لَهُ الْحِکْمَه؛
کسی که در مواقع فتنه بینش داشته باشد، درهای حکمت به روی او باز میشود. در این راستا با نظر بر آموزههای ولایی در بازه زمانی
پس از انتخابات تاکنون، شناخت ابعاد فتنه، حفظ وحدت، دوری از تهمتآلود
شدن فضای سیاسی، دوری رسانهها از تهمت زنی به مسؤولان نظام از وجوه مسأله
مهم بصیرت است. مقام معظم رهبری در دیدار دیروز خود با هزاران نفر از
بسیجیان کشور فرمودند:« من اصرار دارم که آحاد مردم و جریانات مختلف
سیاسی، همه با یکدیگر متحد، در مقابل آن افراد معدودی باشند که مخالف اصل
انقلاب و استقلال کشور هستند و هدف آنها تقدیم کشور به امریکا و استکبار
است.» رهبرانقلاب اسلامی با تأکید مجدد بر موضوع بصیرت فرمودند:« علت
تأکیدهای مکرر من بر لزوم بصیرت در جامعه در شرایط حاضر، به این دلیل است
که مردم بدانند چه اتفاقی می افتد و بتوانند صحنهگَردان اصلی قضایا، و
عناصر خائن و بدخواه را از آحاد مردم تشخیص دهند.» دهه چهارم انقلاب اسلامی، عرصه تمامعیار
ظهور و بروز اصولگرایی در مبانی نظام جمهوری اسلامی و اصلاحطلبی در
روشها و تاکتیکها است که بایستی با گفتمان نوگرایان انقلابی بر سر تمامی
حوزههای سیاسی فرهنگی اجتماعی سایه افکند. اکنون به جز مانورهای
دیپلماتیک، نقش و اهمیت بعد نظامی در حوزه مبارزه با دشمن کمرنگ شده و در
دنیایی که از تبادر اسلام و ظهور هزاره جنبشهای اسلامی در برابر استعمار
نو و گفتمانهای جهانی شدن ( گلوبالیزاسیون و دهکده جهانی ) و تهاجمات
مدرن (جنگ نرم، براندازی خاموش ) وعملیاتهای روانی سخن میرود، مسلمانان
جهان بویژه ملت انقلابی ایران اسلامی بایستی به مبارزه در ابعاد متعدد و
مختلف فرهنگی سیاسی اجتماعی بپردازند تا دشمنان اسلام و انقلاب را برای
همیشه به گورستان تاریخ بسپارند. در وقایع پس از انتخابات دهم، نقش عملیات
روانی و جنگ نرم به انحای مختلف ( مشاهدات عمومی آشوبهای خیابانی و
اعترافات، تحریکات و تحرکات دشمن خارجی و اپوزیسیون و افشاگریهای
رسانهها و احزاب ) در برابر اذهان عمومی به وضوح مورد نظر و درک عمومی
قرار گرفت. 1- مقام معظم رهبری در گذشته و بویژه در
ایام قبل از انتخابات نیز به مسأله جنگ نرم پرداختند. ایشان در دیدار
خانوادههای شهیدان و جانبازان استان کردستان در مورخه 22/2/88 با اشاره
به حضور پایگاههای دشمنان در پشت مرزهای کشور افزودند: «استکبار و
صهیونیزم از این گونه مراکز برای فعالیتهای کاملاً خصمانه اما اصطلاحاً
نرم استفاده میکنند که مقابله با این توطئه هوشیاری عمومی را می طلبد. .
. لازم است آحاد ملت بخصوص جوانان در مقابل تهاجم فرهنگی و نرم دشمن،
کاملاً هوشیار و بیدار باشند.» 2- در ایام پس از انتخابات نیز، رهبر انقلاب
اسلامی جنگ نرم را واقعیت امروز دانستند و با اشاره به تذکرات و سخنان
بیست سال گذشتهشان فرمودند: «وقتی انسان، تجهیز، صفآرایی، دهانهای با
حقد و غضب گشوده شده و دندانهای با غیظ فشرده شده علیه انقلاب، امام
خمینی و آرمانهای نظام اسلامی را می بیند وجود این جنگ نرم را باور می
کند هرچند ممکن است عدهای اینها را نبینند.» 3- درسخنرانی دیروز مقام معظم رهبری در دیدار با جمع
کثیری از بسیجیان، معظم له در تبیین جنگ نرم افزودند: «دشمن در جنگ نرم
تلاش دارد با استفاده از ابزارهای فرهنگی و ارتباطاتی پیشرفته و با شایعه
و دروغپراکنی و استفاده از برخی بهانهها، میان آحاد مردم تردید، بدبینی
و اختلاف ایجاد کند.» رهبر انقلاب اسلامی، بسیجیان را به تقویت
ایمان و بصیرت، و رعایت موازین و معیارها در تشخیصها فراخواندند و
فرمودند: «نمیشود هر فردی را به دلیل یک خطا، منافق نامید و همچنین
نمیتوان، هر فردی را بهدلیل اختلاف نظر و دیدگاه، ضدولایت فقیه خواند.»
1- مطمئناً کسانی که در بازه انتخابات خطایی سهوی و یا غیرعمدی (جزئی و
سطحی) مرتکب شده اند را نمیتوان منافق و یا ضد ولایت فقیه نامید. در این
راستا برخی عناصر معدود که از سران و طراحان «جرم بزرگ» محسوب میشوند،
تنها مجرماند و لزوماً منافق و یا ضد ولایت فقیه نیستند، و از طرفی هم
مطمئناً حساب اپوزیسیون خارج نشین که بارها مخالفت و معاندت خود را با
رهبری و اصل نظام به اثبات رسانیدهاند از آن عده (عاملان یک خطا که
مجرماند) جدا است. چه آنکه مقام معظم رهبری از همان کسانی که مرتکب جرم
بزرگ شدهاند با عنوان « آدمهای ساده لوح »، «بدفهم»، «نیتهای خبیث»،
عوامل «جرم بزرگ » یاد میکنند. ایشان در دیدار با دانش آموزان در 13 آبان
فرمودند: «جمهورى اسلامى با حوادث بسیار سختترى هم مواجه شده، که بر همه
اینها فائق آمده؛ حالا چهار نفر آدمهایى که یا سادهلوح - حالا هرچه و با
هر انگیزهاى؛ قضاوت نکنیم - هستند، یا با نیت بد و خباثتآلود، یا با نیت
نه آنچنان بد، اما همراه با سادهلوحى و بد فهمیدن قضایا، با جمهورى
اسلامى مواجه شدهاند، اینها نمیتوانند براى آمریکا در کشور ما فرش قرمز
پهن کنند؛ این را بدانند؛ ملت ایران ایستاده است.» 2- مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از نخبگان در
هفته اول آبان ماه فرمودند: « زیر سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترین جرمى
بود که انجام گرفت. چرا شما نسبت به این جرم چشمتان را میبندید؟! این همه
زحمت کشیده بشود، مردم بیایند، یک شرکتِ به این عظمت، یک نصابشکنى، یک
رکودشکنى در دنیا در مردمسالارى، در دمکراسىاى که اینقدر ادعایش را
میکنند، انجام بگیرد، بعد یک عده مفت و مسلّم بیایند بدون استدلال، بدون
دلیل، همان فرداى انتخابات بگویند: انتخابات دروغ است! این کار کوچکى
است؟! این جرم کمى است؟! » سپس ایشان مجرمان بزرگ را داخل نظام دانستند و
تأکید کردند: « دیدند عناصرى وابسته به خودِ نظام، از خودِ نظام، دارند
این جور میداندارى میکنند.»پرواضح است که برخی ازمخالفان دولت بویژه
طراحان و عوامل آشوب در جریان دادگاههای وقایع پس از انتخابات، درصدد آن
برآمدند تا به آغوش ملت بازگردند. از طرفی سخنان چند ماهه اخیر مقام معظم
رهبری و تعریف ایشان از اختلافات به عنوان « اختلافات درون نظام» و نیز
تأکید معظمله بر «حفظ وحدت» و طرح نمودن وقایع تاریخی چون عمار، رهنمودی
بر این نکته مهم است که مجرمان انتخابات لزوما منافق و یا ضد ولایت فقیه
نیستند و آغوش نظام به روی ایشان گشوده است. 1- اتحاد و انسجام ملی در برابر معدود
مخالفان اصل انقلاب و استقلال کشور و تاکید بر لزوم جداسازی میان توده
عظیم مردم اعم از خواص و عوام با معدود عناصر خودفروخته و تفاوت قائل شدن
میان این دو. 2- دوری رسانهها از اختلافات جزئی 3- جلوگیری از تهمت آلود شدن فضای سیاسی و
دوری از شایعهسازی بر ضد مسؤولان کشور (اعم از رئیس جمهور، رئیس مجلس،
رئیس قوه قضائیه، و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام) 4- دوری از تردیدافکنیهای بعد از انتخابات در عملکرد مسؤولان رسمی انتخابات اعم از وزارت کشور، و شورای نگهبان امام خمینی: من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
راهم را
با گفته ات آسمانی کردم
مقصدم را لقای حضرت دوست کردم
هر چه کردم
همه از لطف تو کردم یا امام رضا(ع)
میلاد با سعادت و پربرکت ثامن الحجج
حضرت ابالحسن علی بن موسی الرضا علیه آلاف تحیة و ثناء
بر همگان
مبارک باد! 

ادامه مطلب

جنگ، يكي از مهمترين حوادث براي يك ملت است. ما
همگي اين را با وجود خودمان، با گوشت و پوست و
احساس و ادراك خودمان مشاهده كرديم. اين نيست كه
فقط در تاريخ چيزي خوانده، يا به آمارها مراجعه
كرده باشيم. ليكن نكته مهم اين است كه ملتها
ميتوانند اين حادثه پرخسارت را به يك فرصت و به
يك سرمايه تبديل كنند. ميدانيد، خسارت جنگ فقط
اين نيست كه عزيزان ملت به كام مرگ كشانده ميشوند
يا ويرانيهايي به بار آمده و سرمايههايي برباد
ميرود. اگر در جنگي عزم ملي و خردمندي سردمداران
كشور به كمك كشور نيايد، آن سرافكندگي و ذلت و
هزيمت معنوياي كه بر دوش آن ملت سنگيني خواهد
كرد، شايد از همه اين خسارتها بالاتر است.
امروز بيش از صد و پنچاه سال، از قرارداد ننگين
تركمانچاي ميگذرد؛ هر ايراني كه آن تاريخ را
بخواند، بعد از گذشت نزديك به دو قرن، در روح خود
احساس شرمساري، حقارت و شكست ميكند و از خود
ميپرسد: «چطور در حادثهاي به آن عظمت، سردمداران
كشور قادر نشدند عزم ملي و سرمايههاي مادي و
معنوي كشور را به كمك هويت ملي اين كشور به ميدان
بياورند؟! لشكر مهاجم دشمن تا قلب كشور آمد؛ بعد
با التماس و درخواست و پيشكش دادن و وساطت دشمنان
دوستنما و خسارتهاي فراوان ملي و آن اهانتهايي
كه به ملت ايران شد، قبول كرد كه قدري عقب بنشيند،
در حالي كه هفده شهر قفقاز را از ايران گرفته و
كشور را از بخشي از پاره تن خودش محروم كرده بود!
امروز هم كه شما اين حادثه را در ذهن خودتان يا در
تاريخ مرور كنيد و ببينيد بر ملت ايران در آن
حادثه تلخ چه گذشت، احساس خجالت و احساس سرافكندگي
و ذلّت ميكنيد. همينطور شبيه اين، در حوادث جنگ
بينالملل دوم، همين شهر تهران محل خودنمايي و پُز
دادن افسران كشورهاي مختلف شد كه در خيابانها راه
بروند، به ايراني با چشم تحقير نگاه كنند، از او
كار بكشند، به او اهانت كنند و به نواميس او
تجاوز. اين يك نوع و آن (قراراداد) نوع ديگري بود.
اينها نشانه يك خسارت بزرگ براي يك ملت، در يك
جنگ است.
در جنگي كه در سال 1359 در اين كشور رخ داد، همه
اين حوادث ممكن بود. آنهايي كه ميخواستند
قطعهاي از خاك ايران را از آن جدا كنند، هدفشان
فقط اين نبود كه ايران را از آنچه كه هست، قدري
كوچكتر كنند. هدف اين بود كه اين ملت را براي
قرنها _ حداقل يكي دو قرن _ با احساس حقارت سر
جاي خود بنشانند و در مردمي كه جرأت كرده بودند
مقابل امپراطوري عظيم استكبار جهاني قيام كنند و
برخلاف همه عرفهاي بينالمللي، يك حكومت صددرصد
مردمي را كه به هيچ قدرتي در دنيا باج نميدهد، سر
كار بياورند، روحيه شجاعت و خودباوري را بميرانند.
آنچه كه براي آنها غايت مطلوب بود، اين بود. اگر
آن كاري كه رزمندگان كردند، آن كاري كه خانوادهها
كردند، آن كاري كه بسيج عمومي ملت كرد، آن كاري كه
آن (رهبر فقيد و ) سلسله جنبان همه اين افتخارها
كرد، نميبود، همين ميشد؛ ترديد نداشته باشيد.
قطعهاي از خاك ايران را ميگرفتند، بعد با قدري
چك و چانه مقداري از آن پس ميدادند و منت هم
سرملت ايران ميگذاشتند _ البته در طول سالهاي
متمادي و قطعاً بيش از هشت سالي كه جنگ طول كشيد
اين كار را ميكردند _ بعد ملت ايران هر وقت به آن
منطقه از كشور خود مينگريست، احساس حقارت ميكرد!
آنچه كه ملت ما پس از گذشتن دوران سخت جنگ هشت
ساله بايد مورد تدبر قرار بدهد، اين است كه اين
جنگ را چه كسي به وجد آورد، چرا به وجود آورد و چه
شد كه موفق نشد؟ اين، سه نقطهي اساسي است.
جنگ را چه كسي به وجود
آورد؟
نميشود گفت جنگ را فقط عراق به وجود آورد. همه
قراين از اول كار نشان ميداد كه استكبار پشت سر
عراق است. او را كمك نظامي كردند، از لحاظ
تبليغاتي به او كمك كردند و شوراي امنيت را در
خدمت متجاوز قرار دادند. با اين كه جنگ به اين
اهميت در اين نقطه حساس واقع شده بود، اما روزهايي
(طولاني) گذشت كه سازمان ملل در آن روزها، هيچ
عكسالعملي نشان نداد؛ اين عادي نيست. در حمله
عراق به كويت، بعد از چند ساعت شوراي امنيت
موضعگيري كرد؛ اما در حمله عراق به ايران، تا
وقتي كه تانكهاي عراقي پيشروي ميكردند، شوراي
امنيت ساكت و تماشاچي نشست؛ بعد از آنكه هزاران
كيلومتر را تصرف كرده بودند، شوراي امنيت يك كلمه
حرف زد، كه آن هم تقبيح تجاوز نبود؛ عراق را ملامت
نكرد كه چرا تجاوز كرده و جنگ را شروع كرده است؛
به دو طرف گفت كه حالا بياييد دست از جنگ بكشيد و
آتشبس كنيد! يعني در حقيقت، تثبيت عراق در اراضي
اشغالي ما، (كه) البته ما قبول نكرديم و آن
قطعنامه را رد كرديم. شوراي امنيت به خاطر اين است
كه در دست قدرتهاي بزرگ بود و آن ها هم پشت سر
رژيم عراق بودند، تا آخر هم هيچوقت نسبت به جنگ
يك موضع كاملاً و صددرصد عادلانه نگرفت؛ تا اين كه
در اين اواخر، آن هم با (انجام) زحماتي زياد و
تلاشهاي فراواني كه از همه طرف شد، قطعنامه 598
از شوراي امنيت صادر شد.
من بارها گفتهام، ما يك وقت ميخواستيم براي
جبههها سيمخاردار _ كه در داخل كشور نداشتيم و
توليد نميشد _ از جايي وارد كنيم. همين شوروي سابق
اجازه نداد ما سيمخاردار را از داخل كشورش عبور
دهيم و به ايران بياوريم. گفت: اين وسيله جنگي
است! يعني ادّعا اين بود كه آنها به دو طرف جنگ
كمك نميكنند! اين در حالي بود كه هواپيماي روسي،
موشك روسي، كارشناس روسي، افسر روسي، مواد منفجره
روسي و تمام امكانات روسي، آن طرف جبهه در اختيار
دشمن و طرف مقابل ما در اين جنگ بود!
همين اروپاي به اصطلاح طرفدار حقوق بشر و در مقام
صحبت، با نزاكت و ادب و اتو كشيده _ چه قسمت
شرقيشان، همين يوگسلاوي فعلي و بقيه كشورهاي بلوك
شرق آن روز و چه قسمت غربيشان، يعني همين آلمان و
بقيه _ آنچه توانستند، به عراق كمك كردند، ولي حاضر
نبودند سادهترين چيزها را به ايران بفروشند. اگر
يك وقت هم از طرقي دولت جمهوري اسلامي ميتوانست
چيزهايي را از اينها بگيرد، با چند برابر قيمت و
با زحمت ميتوانست به دست آورد! البته هدفشان
معلوم بود. بحث بر سر اين بود كه اين عزت ملي كه
به وسيله حركت عظيم انقلابي مردم ايران به وجود
آمده است، بايد از بين برود. رخنهاي كه به وسيله
انقلاب در اقتدار فرهنگ غربي و سلطه غربي و نظام
سلطه جهاني به وجود آمده است، بايد پر شود. هدف
آنها اين بود و به هر حال به اين سياست رسيده
بودند. اينها كجاي آثاري هنري ما، در كدام فيلم
يا نمايشنامه يا بقيه آثار هنري منعكس شده است؟
آيا قابل انعكاس نيست؟ آيا براي نسلهاي آينده
ايران تجربهآموز نيست؟
شرق و غرب پشت سر عراق قرار داشتند و تقريباً تمام
اروپا به عراق كمك كردند. در ايام جنگ، ما اينها
را از روي حدس نميگفتيم، قراين دلالت ميكرد؛
ولي در اين يكي، دو سال اخير، شواهد قطعي براي آن
پيدا شد؛ همه اعتراف كردند و يكييكي سندها بيرون
آمد؛ كمك آمريكا، كمك ناتو، كمك شوروي هم كه از
روز اول معلوم بود. بلوك شرق، همين كشورهاي اروپاي
شرقي كه امروز دچار اين مصيبتها هستند، بزرگترين
خدمت را در طول جنگ به رژيم عراق كردند؛ ارتجاع
منطقه هم كه جاي خود دارد. بنابراين، جنگ را رژيم
عراق به تنهايي به وجود نياورد _ رژيم عراق يك
عامل بود _ جنگ را همه دنياي استكباري و من تبع او
به وجود آوردند؛ اين امروز چيز روشني است و احتياج
به بحث زيادي ندارد.
چرا جنگ را به وجود آوردند؟
جنگ را به وجود آوردند، تا نظام اسلامي را از بين
ببرند، يا وادار به تسليم كنند؛ براي آنها فرقي
نميكرد. ميخواستند يا جمهوري اسلامي به خاطر
اشغال و گرفتاريهاي جنگ ساقط بشود، يا اگر ساقط
نميشود، همانطوري كه بيشتر كشورهايي كه به اين
مصيبتها دچار ميشوند و بالاخره رو به يك قدرتمند
ميكنند و پيش او دست دراز ميكنند، شايد ملت
ايران و امام عظيمالشأن اين ملت هم مجبور بشوند
در مقابل دشمنان تسليم بشوند، دست دراز كنند و
بگويند خيلي خوب، ما تسليم هستيم؛ نگذاريد ديگر
عراق اين قدر ما را بكوبد. بدون ترديد هدفشان اين
بود؛ اما اين آرزو هم به دلشان ماند.
اگر ايران در مقابل آمريكا تسليم ميشد، جنگ زود
تمام ميشد. البته مصيبت سلطه آمريكا، صد برابر از
مصيبت جنگ سختتر است. مصيبت تسلط بيگانه، از
مصيبت هرگونه جنگي با هر خسارتي، براي يك ملت
سنگينتر و سختتر است. امروز ببينيد با رژيم عراق
چگونه برخورد ميكنند. همين كه مسلّط شدند، همين
كه در مقابلشان تسليم انجام گرفت، استكبار ديگر
هيچ حدّي نميشناسد. از ايستادگي مردم است كه
اينها حساب ميبرند و مجبورند حريم بگيرند. هر
ملتي كه كوچكترين نشانه تسليمي از خود در مقابل
استكبار نشان داد، باخت؛ باختي بسيار سنگين.
هدفشان اين بود كه جمهوري اسلامي را وادار به
تسليم كنند؛ ولي نتوانستند.
اين كه شما ديديد پشت سر عراق، غرب يكپارچه قرار
گرفت؛ شوروي و تمام اروپاي شرقي يكپارچه قرار
گرفتند؛ عربهاي خيليجفارس و حكومتهاي خليجفارس
كه تابع اشاره آمريكا بودند، يكپارچه قرار گرفتند
و همه به عراق كمك كردند؛ هدفشان اين بود كه چند
شهر را از ايران بگيرند و به عراق بدهند يا يك
دولت مستقل درست كنند. هدف، نابود كردن ملت ايران
بود. هدف، صاف كردن آن حفرههايي بود كه ملت ايران
در دستگاه اقتدار امپراتوي استكبار به وجود آورده
بود.
اما خدا نخواست. «خدا نخواست»، يعني چه؟ يعني اگر
آحاد ملت ايران غفلت ميكردند و ميخوابيدند؛
رزمندگان به جبهه نميرفتند؛ امام نميغريد و سينه
سپر نميكرد و نميايستاد و اين همه استعداد و
نيرو در اين راه بسيج نميشد، باز هم خدا همينطور
ميخواست؟ نه، اراده خداي متعال به نفع يك ملت،
تابع اراده آن ملت است. هيچ حقيقت و واقعيتي در
متن زندگي يك ملت به اراده الهي تغيير پيدا
نميكند؛ مگر وقتي كه خود آن ملت براي آن همت
بگمارد. اين صريح آيات قرآني و جزو معارف قطعي
ديني است.
آري؛ ما در جنگ، بسيار جانهاي عزيز را از دست
داديم و خسارتهاي مادي و معنوي زيادي هم تحمل
كرديم؛ اما چيزي در دل اين ملت جوشيد كه بركات و
ارزشش براي امروز و فرداي اين ملت، از همه چيز
بالاتر است و آن، احساس اتكا به نفس، احساس عزّت،
احساس استقلال، احساس خودباوري ملي عظيم و احساس
اعتقاد به اين بود كه اگر يك ملت حول محور ايمان
به خدا و عمل صالح جمع شوند، معجزات نشدني يكي پس
از ديگري قابل شدن خواهد شد. اين در زندگي ما
اتفاق افتاد. بعد از هشت سال جنگ، لازم نيست ما
قسم و آيه بخوريم كه در جنگ پيروز شدهايم. پيروزي
در جنگ مگر چيست؟ اگر دشمني با آن حجم قدرت و با
آن عظمت مادي به يك ملت حمله كند، هشت سال هم عليه
او مبارزه كند، اما بعد از هشت سال همه چيز مثل
روز اول باشد؛ نه يك قدم از سرزمين اين ملت دست
ديگري باشد، نه اين ملت كوچكترين تحميلي را از
دشمن قبول كرده باشد، آيا اين پيروزي اين ملت
نيست؟ ملت ما با جوانانش، با رزمندگانش، با ارتش و
سپاه و بسيج مردمياش، با عشاير دلاورش، با مردم
كوچه و بازارش، با خانوادههاي ايثارگرش، با زنان
و مردان آگاه و هوشيارش، با شجاعت و ايمان و توكّل
بينظير رهبر عظيمالشأنش، توانست در مقابل آمريكا
و اروپا و شوروي آن روز و امپراطوري شرق و غرب
بايستد و بعد از هشت سال همه آنها را وارد بكند
كه به پيروزي ملت ايران و به شكست خودشان اعتراف
كنند.
چه شد كه اين پيروزي به دست
آمد؟
برادران و خواهران عزيز در سراسر كشور! چه شد كه
شما پيروز شديد؟ آيا جز ايمان شما، توكل شما به
خدا، تصميم شما براي ايستادگي در مقابل دشمنان
خدا، وحدت كلمه شما _ كه به هيچ وسيلهاي
نتوانستند آن را درهم بشكنند _ فداكاري قهرمانانه
جوانان شما؛ جواناني كه در عين جواني، از لذّتهاي
دنيا گذشتند و تسليم وسوسهها نشدند و بياعتنايي
به زخارف دينا و نگريستن به هدف عالي _ يعني
سربلندي اسلام و مسلمين _ پيروزي ملت ايران عامل
ديگري داشت؟ اگر ايران در آن روزي كه دشمن از همه
طرف به آن حمله كرد، به شرق يا غرب، به آمريكا، به
اروپا، به شوروي رو ميآورد، باز هم پيروز شده
بود؟ نميگذاشتند پيروز بشود. جنگ تمام ميشد، اما
جنگ بدون پيروزي و بدون افتخار؛ سلطه خودشان را بر
اين ملت از سر ميگرفتند.
ما در اين ماجراي هشت ساله، يك پيروزي مطلق به دست
آورديم. ما كه جنگ را شروع نكرده بوديم كه بگويي
فلان جا را ميخواستيم بگيريم، نتوانستيم، پس
ناكام شديم؛ قضيه اين نبود. قضيه اين بود كه دشمن
به ما حمله كرده بود و ميخواست بخشي از خاك ما را
بگيرد؛ همه دنيا هم به او كمك كردند؛ ما هم مردانه
ايستاديم؛ ناكام شد و بينياش به خاك ماليده شد و
برگشت. پيروزي از اين بالاتر؟
اين پيروزي را با همين ابعاد، با همه خصوصياتي كه
در آن وجود دارد، با همه آن هزاران هزار ماجرايي
كه آن را به وجود آورده است، ما بايد روايت كنيم.
اين كار هنرمندان عزيز ماست؛ كار نويسندگان است؛
كار سينماگران است؛ كار شاعران است؛ كار نقاشان
است (و در يك كلمه) كار اصحاب فرهنگ و هنر است.
البته همه جنگ، داخل جبههها نيست. بسياري از
مسايل جنگ، داخل خانههاست؛ در راههاست؛ داخل
دلهاست؛ در مجموعههاي تصميمگيري است؛ در مجامع
بينالمللي است. ببينيد؛ ما در دوره جنگ، از طرف
مجامعي كه ادعا ميكردند در مسايل جهاني
بيطرفاند، در مقابل يك اعمال غرض واضحي قرار
گرفتيم. ادعاهاي بسيار بزرگي هم ميكردند. كساني
كه امروز شما ميبينيد درباره سلاحهاي كشتار جمعي
و سلاحهاي شيميايي و ميكروبي و از اين حرفها داد
سخن ميدهند و جزو مسايل واضح ميشمرند، اينها به
رژيم عراق و ارتش عراق سلاح شيميايي دادند؛ برايش
ساختند و يا امكان ساخت آن را برايش فراهم كردند.
دو قطب بزرگ دنياي آن روز _ يعني قطب آمريكا و قطب
شوروي سابق _ مشتركاً با همه ساز و برگشان به كمك
عراق آمدند. اين ها كجا و در كدام يك از اين آثار
هنري ما درست تبيين و تشريح شده است؟
امروز كار عدهاي كه به ميدان جنگ رفتند و در اين
هشت سال، آن حماسه را آفريدند _ چه شهدايشان، چه
ايثارگرانشان، چه رزمندگانشان _ ديگر تمام شد.
آنها كار خودشان را كردند. پس از پايان كار آنها،
كار يك خيل عظيم ديگري آغاز ميشود؛ علاوه بر
گزارشهايي كه در دوران جنگ دادند. همين دوره جنگ،
چقدر براي ما هنرمند درست كرد؛ چقدر شخصيتهاي
برجسته درست شدند! غير از آن، بعد از پايان جنگ،
نوبت اين خيل عظيمي است كه اين ديگر مسألهاش هشت
سال نيست؛ هشتاد سال هم اگر طول بكشد، جا دارد.
1389/05/27

- مسلمانانجهان باید روز قدس را روز همه مسلمین، بلکه مستضعفین بدانند.
- محور اصلی" انتفاضه اقصی"، "بیتالمقدس است.
- علیرغم تبلیغات جهانی، انتفاضه فلسطین خاموش شدنی نیست و آینده آن همراه با رستگاری و پیروزی است.
- انتفاضه مردم فلسطین به رغم تمام فشارها ادامه خواهد یافت و رژیم صهیونیستی نمیتواند آن را برای همیشه متوقف کند.
- مسالهی فلسطین از لحاظ اسلامی برای همهی مسلمانان از جمله برای ما یک مساله اساسی و یک فریضه است.
- تنها راه ریشهکن کردن اینغده سرطانی خطرناک، مقاومت و مبارزه است.
- سیاست آمریکا، صهیونیستها و استعمارگران این است که مسأله فلسطین به فراموشی سپرده شود.
- صهیونیسم در مقابل موج نسلهای رو به ازدیاد فلسطینی طاقت نخواهد آورد.
- صهیونیسم و دولت غاصب و مجعول صهیونیستی در فلسطین، محکوم به فناست.
- ما حقیقتا صهیونیستها را دشمن دنیای اسلام میدانیم.
- مسئلة مهم این دوران، مسئلة فلسطین است که انتفاضة بزرگ فلسطین و بیتالمقدس همچنان ادامه دارد.
- انتفاضه مردم فلسطین به رغم تمام فشارها ادامه خواهد یافت و رژیم صهیونیستی نمیتواند آن را برای همیشه متوقف کند.
- رژیم صهیونیستی در سرزمین مغضوب فلسطین یک رژیم نژادپرست است.
- مسئله فلسطین امروز مسئله اول جهان اسلام است.
- مهمترین مسائل جاری فلسطین است.
- مسألهی فلسطین، شوخی و سرسرینیست؛ امروز اساسیترین مسألهی دنیای اسلام است.
- همه ملتها و دولتهای اسلامی باید مسئله فلسطین را در زمره مسائل درجه اول خود بدانند.
- مشکل اصلی فلسطین وجود دولت صهیونیستی است.
- رژیم صهیونیستی هیچ بهرهای از جنایتهای خود نخواهد برد.
- امروز بیداری اسلامی ملتهای مسلمان نسبت به فلسطین و مردم آن فراگیر است.
- همه مسلمانان و کشورهای اسلامی با احساس مسئولیت باید به مبارزین فلسطین در داخل و خارج کمکهای همه جانبه کنند.
- مسأله فلسطین در صدر مسائل بینالملل اسلامی است
- بر همه ملتها و دولتها واجب است مسأله فلسطین را در اولویت مسائل خود قرار دهند.
- فلسطینیها به برکت اسلام میتوانند در خانه خود امنیت بوجود آورند.
- روز قدس باید تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین باشد.

اما اعمالی که در هر سه شب مشترک است وباید انجام داد
:
اول : غسل است ( مقارن غروب آفتاب ، که بهتر است نماز شام
را با غسل خواند )
دوم : دو رکعت نماز است که در هر
رکعت بعد از حمد هفتمرتبه توحید بخواند وبعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَاَتوبُ اِلَیهِ ودر روایتی
است که از جای خود بر
نخیزد تا حقتعالی او وپدر ومادرش را بیامرزد.
سوم : قرآن مجید را
بگشاید وبگذارد در مقابل خود وبگوید : اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِوَمافیهِاسمُکَال
اَکبَرُو،اَسماؤُکَ الحُسنی
وَیُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار پس هر حاجت که دارد بخواند
چهارم : مصحف شریف را
بگیرد وبر سر بگذارد وبگوید :
اَللّهمَّ
بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَبِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَبِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ
اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ
مِنکَ
ده
مرتبه بگوید : بِکَ یا الله
ده
مرتبه : بِمُحَمَّدٍ
ده
مرتبه : بِعلیٍّ
ده
مرتبه : بِفاطِمَةَ
ده
مرتبه : بِالحَسَنِ
ده
مرتبه : بِالحُسَین ِ
ده
مرتبه : بِعلیّ بنِ الحُسین
ده
مرتبه : بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ
ده
مرتبه : بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ
ده
مرتبه : بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ
ده
مرتبه : بِعلیِّ بنِ عَلیٍّ
ده
مرتبه : بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ
ده
مرتبه : بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ
ده
مرتبه : بِالحُجَّةِ
پس
هر حاجتی داری طلب کن .
پنجم : زیارت امام
حسین (ع) است؛ که در خبر است که چون شب قدر میشود منادی از آسمان هفتم ندا میکند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به
زیارت قبر امام حسین (ع) آمده .
ششم :احیا داشتن این شبها است که در
روایت امده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان وسنگینی کوهها وکیل
دریاها باشد .
هفتم : صد رکعت نماز
کند که فضیلت بسیار دارد ، وافضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مزتبه توحید
بخواند .
هشتم : بخواند :اَللّهُمَّ
اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ ....
اما اعمالی که مخصوص هر شب است وباید انجام داد :
شب
نوزدهم :
اول
: صد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَاَتوبُ اِلَیه
دوم
: صد مرتبه اَللّهُمَّ
العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ
سوم
: بخواند یا ذَالَّذی کانَ
...
چهارم
: بخواند دعای اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ....
شب بیست ویک : فضیلتش زیادتر
از شب نوزدهم است ، و باید اعمال آن شب را از غسل واحیاء وزیارت ونماز ، هفت قل هوالله وقرآن بر سر گرفتن
وصد رکعت نماز ودعای جوشن
کبیر وغیر در این شب بعمل آورد ، در روایات تاکید شده در غسل واحیاء وجدّ وجهد در عبادت در این شب وشب بیست وسوم
اعمال مخصوص شب
بیست و یکم
1- دعای
اللهم صل علی محمد وال محمد و اقسم لی حلما یسد عنی باب الجهل ... .
2- لعن بر قاتل امیرالمومنین .
3- زیارت حضرت علی علیه السلام .
اعمال مخصوص شب
بیست و سوم
1- تلاوت
سوره های عنکوبت و روم که امام صادق علیه السلام فرمود: که تلاوت کنند که این دو
سوره دراین شب از اهل بهشت است .
2- قرائت سوره های ... .
3- هزار مرتبه سوره قدر .
4- خواندن و تکرار دعای اللهم کن
لولیک حجة ابن الحسن ... .
5- دعای اللهم امددلی فی عمری واوسع
لی فی رزقی ... .
6- تلاوت قرآن کریم به هر مقدار که
توانستی .
7- دعاوی " یا باطنا
فی ظهوره و یا ظاهراً فی بطونه... .
در
این شبها دعا برای فرج امام زمان (عج) فراموش نشود
اللهم
صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم


مقدمه اول: «وقتی انسان، تجهیز، صف آرایی، دهانهای با
حقد و غضب گشوده شده و دندانهای با غیظ فشرده شده علیه انقلاب، امام خمینی
و آرمانهای نظام اسلامی را می بیند وجود این جنگ نرم را باور می کند هرچند
ممکن است عده ای اینها را نبینند.»(بیانات در دیدار اهل هنر، 14 شهریور
1388)
مقدمه دوم: «امروز جمهورى اسلامى و نظام اسلامى با یک
جنگ عظیمى مواجه است، لیکن جنگ نرم که دیدم همین تعبیر «جنگ نرم» توى
صحبتهاى شما جوانها هست و الحمدللَّه به این نکات توجه دارید؛ این خیلى
براى ما مایهى خوشحالى است - خوب، حالا در جنگ نرم، چه کسانى باید میدان
بیایند؟ قدر مسلّم نخبگان فکرىاند. یعنى شما افسران جوانِ جبههى
مقابلهى با جنگ نامید.»(بیانات در دیدار دانشجویان، 4 شهریور 1388)
مقدمه سوم: «در این جنگ نرم، شما جوانهاى دانشجو، افسران
جوان این جبههاید. نگفتیم سربازان، چون سرباز فقط منتظر است که به او
بگویند پیش، برود جلو؛ عقب بیا، بیاید عقب. یعنى سرباز هیچگونه از خودش
تصمیمگیرى و اراده ندارد و باید هر چه فرمانده میگوید، عمل کند. نگفتیم
هم فرماندهانِ طراح قرارگاهها و یگانهاى بزرگ، چون آنها طراحىهاى کلان
را میکنند. افسر جوان تو صحنه است؛ هم به دستور عمل میکند، هم صحنه را
درست مىبینید؛ با جسم خود و جان خود صحنه را مىآزماید. لذا اینها افسران
جوانند؛ دانشجو نقشش این است. حقیقتاً افسران جوان، فکر هم دارند، عمل هم
دارند، تو صحنه هم حضور دارند، اوضاع را هم مىبینند، در چهارچوب هم کار
میکنند.» (بیانات در دیدار اساتید دانشگاه ها، 8 شهریور 1388)
مقدمه چهارم: «اینى که چه کار باید بکنید، چه جورى باید
عمل کنید، چه جورى باید تبیین کنید، اینها چیزهائى نیست که من بیایم فهرست
کنم، بگویم آقا این عمل را انجام بدهید، این عمل را انجام ندهید؛ اینها
کارهائى است که خود شماها باید در مجامع اصلىتان، فکرىتان، در اتاقهاى
فکرتان بنشینید، راهکارها را پیدا کنید؛ لیکن هدف مشخص است: هدف، دفاع از
نظام اسلامى و جمهورى اسلامى است در مقابلهى با یک حرکت همهجانبهى متکى
به زور و تزویر و پول و امکانات عظیم پیشرفتهى علمىِ رسانهاى. باید با
این جریان شیطانىِ خطرناک مقابله شود.»(بیانات در دیدار دانشجویان، 4
شهریور 1388)
مقدمه پنجم: «اگر در زمینههاى مسائل اجتماعى، مسائل
سیاسى، مسائل کشور، آن چیزهائى که به چشم باز، به بصیرت کافى احتیاج دارد،
جوان دانشجوى ما، افسر جوان است، شما که استاد او هستید، رتبهى بالاترِ
افسر جوانید؛ شما فرماندهاى هستید که باید مسائل کلان را ببینید؛ دشمن را
درست شناسائى بکنید؛ هدفهاى دشمن را کشف بکنید؛ احیاناً به قرارگاههاى
دشمن، آنچنانى که خود او نداند، سر بکشید و بر اساس او، طراحى کلان بکنید
و در این طراحى کلان، حرکت کنید.»(بیانات در دیدار اساتید دانشگاه ها، 8
شهریور 1388)
مقدمه ششم: «در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است
که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود.»
(بیانات در دیدار اهل هنر، 14 شهریور 1388)
مقدمه هفتم: «حالا شما جوانانى که گفتیم افسران جوان
مقابلهى با جنگ نرم هستید، از من نپرسید که نقش ما دانشجویان در تخریب
مسجد ضرار کنونى چیست؛ خوب، خودتان بگردید نقش را پیدا کنید. یا مقابلهى
با نفاق جدید، یا تعریف عدالت.» (بیانات در دیدار دانشجویان، 4 شهریور 1388

یا ایها الذین امنوا استعینوا باصبر و الصلوة


علی
ابن ابیطالب، امام اول تشیع و داماد، پسرعمو و برادر دینی پیامبر اکرم صلی
الله علیه و آله و سلم است. کنیه اش "ابوالحسن" است و القاب مختلفی همچون
امیر المومنین دارد. امام علی چهارمین خلیفه اسلامی است.

فاطمه بنت اسد به
هنگام درد زایمان راه مسجدالحرام را در پیش گرفت و خود را به دیوار کعبه
نزدیک ساخت و چنین گفت: خداوندا! به تو و پیامبران و کتابهایی که از طرف
تو نازل شده اند و نیز به سخن جدم حضرت ابراهیم علیه السلام سازنده این
خانه ایمان راسخ دارم. پرودگارا! به پاس احترام کسی که این خانه را ساخت،
و به حق کودکی که در رحم من است، تولد این کودک را بر من آسان فرما! لحظه
ای نگذشت که دیوار جنوب شرقی کعبه در برابر دیدگان عباس ابن عبدالمطلب و
یزید بن تعف شکافته شد. فاطمه وارد کعبه شد و دیوار به هم پیوست. فاطمه تا
سه روز در شریفترین مکان مهمان خدا بود و نوزاد خویش را سه روز پس از
سیزدهم رجب سال سی ام عام الفیل، به دنیا آورد. سپس از همان شکاف دیوار که
دوباره گشوده شده بود بیرون آمد و گفت: "پیامی از غیب شنیدم که نامش را
"علی" بگذار."
ادامه مطلب

آمریکا نیروی انتظامی، سپاه و بسیج را تحریم کرد!!

اینجانب با عرض تسلیت سالگرد جانگداز رحلت حضرت امام خمینی(ره) و گرامیداشت
یاد و خاطره شهدای قیام 15 خرداد، بار دیگر با آرمان های بلند بنیانگذار
نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و شهدای اسلام تجدید میثاق كرده و از درگاه
خداوند متعال موفقیت همگان را در ادامه راه آنان در ظل توجهات حضرت ولی
عصر(عج) و تحت زعامت مقام معظم رهبری مسئلت می نمایم.
تقویت كننده نیروی تخیل و یگانهپرست است ، و اما هوس ، سطحی و پخش كننده نیروها و متمایل به تنوع و تفنن و هرزه صفت است .
این
نوع از عطش كه هوس نامیده میشود ارضاء شدنی نیست . اگر مردی در این مجرا
بیفتد ، فرضا حرمسرائی نظیر حرمسرای هارون الرشید و خسرو پرویز داشته باشد
پر از زیبا رویان كه سالی یك بار به هر یك نوبت نرسد ، باز اگر بشنود كه
در اقصی نقاط جهان یك زیباروی دیگر هست ، طالب آن خواهد شد . نمیگوید بس
است دیگر .....
«
یوم نقول لجهنم هل امتعت و تقول هل من مزید »به جهنم میگوئیم پر شدی ؟
سیر شدی ؟ میگوید آیا بازهم هست ؟ چشم هرگز از دیدن زیبا رویان سیر
نمیشود و دل هم به دنبال چشم میرود . به قول شاعر :
در
اینگونه حالات سیر كردن و ارضاء از راه فراوانی ، امكان ندارد و اگر كسی
بخواهد از این راه وارد شود درست مثل آن است كه بخواهد آتش را با هیزم سیر
كند . دل برود ، چشم چو مایل بود دست نظر رشته كش دل بود
به طور كلی در طبیعت انسانی از نظر خواستههای روحی ، محدودیت در كار نیست . انسان روحا طالب بی نهایت آفریده شده است . وقتی هم كه
خواستههای
روحی در مسیر مادیات قرار گرفت به هیچ حدی متوقف نمیشود ، رسیدن به هر
مرحلهای میل و طلب مرحله دیگر را در او به وجود میآورد .
اشتباه كردهاند كسانی كه طغیان نفس اماره و احساسات شهوانی را تنها
معلول
محرومیتها و عقدههای ناشی از محرومیتها دانستهاند . همانطور كه
محرومیتها سبب طغیان و شعلهور شدن شهوات میگردد ، پیروی و اطاعت و تسلیم
مطلق نیز سبب طغیان و شعلهور شدن آتش شهوات میگردد . امثال فروید آن
طرف سكه را خواندهاند و از این طرف سكه غافل ماندهاند . (کتاب مسئله حجاب ص۱۱۷)
بصیرت، قطبنمای شناخت فتنه
اصل
بصیرت به معنای آگاهی همهجانبه و نگاه ژرف داشتن، فریب ظاهر را نخوردن،
دشمنشناسی و مقابله با فتنه، ممیزه بایسته و شایستهای در شناخت حق و
باطل و صواب و ناصواب است.
مبارزه با جنگ نرم؛ اولویت اصلی کشور
مرزبندی در « جرم بزرگ » و نفاق
محورهای مهم دیگر:
6- تنوع عرصه های بسیج و توجه به علم، نوآوری علمی، و کارهای فرهنگی
چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم
همچو منصور خریدار سر دار شدم
غم دلدار فکنده است به جانم، شررى
که به جان آمدم و شهره بازار شدم
درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم
جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم
خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم
واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند مى آلوده مددکار شدم
بگذارید که از بتکده یادى بکنم
من که با دست بت میکده بیدار شدم
مقام معظم رهبری:
تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی
تو که فارغ شده بودی ز همه کان و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی
» میلاد امام رضا (ع)
» روز نیروی انتظامی بر همه پلیس های زحمتکش مبارک باد
» روز همبستگی و همدردی با کودکان و نوجوانان فلسطینی
» کلام رهبری
» گزیده هایی از سخنان مقام معظم رهبری درباره روزقدس
» اعمال شبهای قدر
» سخنان مقام معظم رهبری در مورد جنگ نرم
» افتخار ما ست ‹‹ سید علی ››
» ماه مبارک رمضان
| Design By : Pichak |

